تبلیغات
عمران - معماری - زمین شناسی - نقشه برداری - مطالب سعید

عمران - معماری - زمین شناسی - نقشه برداری

ایمان داشته باش که کوچکترین محبتها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشود

فوری فوری

شنبه 23 اسفند 1393

سلام. فوری فوری
سایت دیجی کالا هر هفته یه آیفون 6 و در پایان قرعه کشی یه خودروی پیکانتو قرعه کشی میکنه. با خرید از لینک زیر شانست رو در قرعه کشی امتحان کن.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 29 تیر 1390

    توجه توجه
    سلام دوستان

    این سایت رو بهتون پیشنهاد میکنم حتما ببینید

    http://ads.inpersia.com/users/ref/32559

  • نظرات() 
  • شنبه 4 اردیبهشت 1389






    چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد ؟

    چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد ؟
    1. ابتدا كف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی
    دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

    2. چهار انگشت باقی مانده را از نوك آنها به هم متصل كنید

    3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .



    4. سعی كنید انگشتان شصت را از هم جدا كنید.

    انگشت شصت نمایانگر والدین است.
    انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند
    زیرا تمام انسان ها روزی می میرند .
    به این صورت والدین ما روزی ما را ترك خواهند كرد.

    5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل كنید .

    سپس سعی كنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید.
    انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند.
    آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند .
    این هم دلیلی است كه انها ما را ترك كنند.

    6. اكنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های كوچك را از

    هم جدا كنید. انگشت كوچك نماد فرزندان شما است.
    دیر یا زود آنها ما را ترك می كنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

    7. انگشت های كوچك را هم به روی هم بگذارید. سعی كنید انگشت های چهارم

    (همان ها كه در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز كنید.
    احتمالا متعجب خواهید شد كه می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز كنید.
    به این دلیل كه آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند كه برای تمام عمر با هم
    می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
    (این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)

  • نظرات() 
  • جمعه 3 اردیبهشت 1389

    با سلام خدمت آقا رضای گل

    رضا جان خیلی خیلی خوش اومدی به جمع ما . امیدواریم که با وجود شما این وبلاگ رنگ و بوی تازه ای بگیره .


  • نظرات() 
  • پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389

    1.تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یكی دیگه بپرسید

    2. پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید
    رو بوق

    3.توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 كیلومتر حركت كنید

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389

    طعاً خیر. هرچند به دفعات ثابت شده که این درک، بستگی بالایی به میزان فروش طلا فروشی سرکوچه و درجه سورپرایز شدن خانم دارد.


    دیالوگ غیر منتظره: "وای! دقیقاً همون انگشتری که می خواستم، از کجا فهمیدی؟ نکنه تو دعوای دیشب لو دادم؟!".


    آیا طلا فروشها از هر جنسی حداقل دوتا می آورند؟


    حتماً. دلیل این موضوع برای انگشترهای نامزدی و عروسی واضح است. اما گوشواره، النگو، گردنبند، مچبند، پابند، سربند، زانوبند، چشم بند و هرچیز دیگری که شوهر شمسی خانم هوس کند برای همسرش بخرد، باید دوتا باشد. چون شوهر زری خانم همسایه هم فردای همان روز باید هوس کند که لنگ? آن را برای همسرش بخرد.


    آیا حیوان خانگی مزاحم است؟


    حیوانات خانگی سرو صدا می کنند، کثیف می کنند، خانه را به هم می ریزند و مسبب 437 نوع بیماری هستند، به شرطی که خانم خانه موافق نباشد. و در صورتی که خانم متوجه گوگولی مگولی بودن حیوان زبان بسته داخل سطل زباله کوچه بشود و این زبان بسته جویدن دسته چک شوهرشان را به شکل با مزه ای انجام دهد، حیوانات باعث گرمی و نشاط جو خانه و چند صد موهبت دیگر خواهند شد.


    آیا آقایان بد رانندگی می کنند؟


    نتیجه گیری با خودتان:


    -یواش تر برو با این رانندگی ات، خوب یه ذره زودتر راه می افتادی!


    -نمی تونی سریعتر بری؟ کاش بهت نمی گفتم دیرم شده

  • نظرات() 
  • جکستان

    سه شنبه 31 فروردین 1389

    كچله رفت سلمونی گفت ببخشید!!!
    یه روز یه برره ای می میره شب اول قبر 62 فرشته میان پیشش 2 تاشون ازش سوال می كردن 60 تاشون حالیش می كردن.

    یك روز یه یزدی می ره رو پشت بام خونه اش كه آنتن رو درست كنه كه یك دفعه از طبقه ششم میفته پایین همین كه از جلوی پنجره اشپزخونه خودشون رد می شه می بینه خانومش داره برنج درست می كنه داد می زنه می گه خانم یك پیمانه كمش كننننننننننننن
    به یكی میكن چرا خودكشی كردی میكه حوصله نفس كشیدن نداشتم
    یك روز به یه تركه میگن كامپیوتر بلدی؟میگه فول فولم میگن كامپیوتر رو روشن كن میگه نه تا اون حد
    به یه لره می گن ساعت چنده بلد نبوده جواب بده می گه: برو برو دیرت شده...
    روز قیامت خدا به مردا میگه: اونایی كه زن ذلیل بودن سمت چپ بقیه سمت راست. همه میرن سمت چپ فقط یكی نمیره. خدا بهش میگه چرا تو نرفتی اونور؟ میگه: خانومم گفته اینجا وایسا !
    یه عده آخوند را داشتن میبردن بهشت یهو یه سایپا پر از حیوونای جور وا جور تخت گاز از بهشت میان بیرون یكی از آخوندها میپرسه اینا دیگه چی بود. میگن حضرت نوح بود كشتی شو فروخته سایپا خریده...
    یه روز یه یزدی و تبریزی و اصفهانی تو یه مهمونی هستن بعد یزدیه میخوادابمیوهش رو بخوره میبینه یه پشهتوشه بعد لیوان رو كنار میزشرخ و نمیخورش.بعدش كه تبریزیه میخواد ابمیوهش رو بخوره پشهرومیبینه میگه ای پشه مگه تو حرام و حلال حالیت نمیشه؟نوبت اصفهانیه كه میرسه پشهرو در میاره و پشت گردن پشه مزنه و میگه تخ كن تخ كن !؟
    یه زن رشتی میره جبهه.بهش میگن رفتی جبهه چیكار كردی؟دست میذاره رو دلش میگه بچه عراقی اسیر كردم....
    یه روز یه نابینا میره تو آشپزخونه دستش میخوره به رنده میگه این دری وریا چیه نوشتن
    یه روز کرده با جیمز باند فیلم بازی میکنه بعد اخر فیلم از جیمز باند میپرسن: واتس یور نیم؟جیمز باند جواب میدهد:باند، جیمز باند. سپس از کرده میپرسن:واتس یور نیم؟
    کرده جواب میده:باس،عباس.
    قزوینیه میره یه خونه ای دزدی گاوصندوق بلند میكنه بعد زنگ میزنه خونهه میگه بچتون رو بیارین گاوصندوق رو بگیرین
    دوتامرغ باهم حرف میزدن اولی گفت:من توی كیف دخترم عكس خروس پیدا كردم. دومی گفت:خوبه من توی كیف دخترم تخم مرغ پیداكردم.
    به یه خروس می گن چه غذایی دوست داری می گه الویه چرا چون سینه مرغ داره
    این جك پشت چراغ قرمز رو شنیدید من هم نشنیدم

    تركه می ره خواستگاری اسم دخترو می پرسن می گه اهو بعد كه داشت می رفت می گه غزال خانم دختر میگه اسم من اهو تركه حیوون با حیووون كه فرق نداره
    به یك تركه میگن دستشویی را بخش كن؟ میگه زنانه, مردانه
    می دونید نفرین 2006 چیه؟
    الهی هر كی به قزوین می رسه بند كفشش باز شه!!!!!!!
    بچه به مادرش میگه مامان چرا از آقای همسایه پول گرفتی مادر میگه پسرم اگر به امید بابات نشسته بودم آلان تورو هم نداشتم
    رشتیه میره كلاس غیرت . شب زنش پامیشه بره دستشویی رشتیه میگه كجا میری زنه میگه دارم میرم دستشویی رشتیه میگه بشین خودم میرم.
    یك روز یك اصفهانی به پسرش میگه برو از همسایه نان بگیر میره میگه گفت نان نداریم مادره میگه مرده شور خسیسشان را ببره برو دوتا نان از توی یخچال بیار

  • نظرات() 
  • دوشنبه 30 فروردین 1389

    به نظرتان آشنا می آید؟ شـما ورزش می کــنید و تغذیه تان هم درسـت است، امــا سایـز دور کمرتان هیچ تفاوتـی نمــی کند. و متاسفانه بعد از 40 سالگـی، بـایـد خیـلی بیشتـــر کـــار کنید تا بتوانید میان تنه تان را صاف و متناسب کنید. اما با برنامه علمی سه قسمتی ما می توانید در 3 الی 6 هفته شکمتان را صاف تر کرده و چربی های آن را از بین ببرید. تحـقیـقات جدید نشان می دهد که برنامه ای که شامل تمرینات بدنسازی شدید، تمرینات کاردیو/ ایروبیک شدید، و ایجاد تغییرات کوچـک در انتخـاب هـای غـذایی (البـــته نه رژیـم غذایی) باشد،

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • یکشنبه 29 فروردین 1389

    دختری که پس از خروج از کما به زبان جدیدی صحبت کرد!!
    رئیس بیمارستان کیبی اسپلیت دژومیر ماراسوویچ در این مورد می گوید...






    یک دختر اهل کرواسی پس از تصادف به کما رفت و بعد از به هوش آمدن به زبان آلمانی صحبت می کرد.
     به نقل از روزنامه دیلی میل،"ساندرا رالیک" در پی تصادف رانندگی به کما رفت و پس از 24 ساعت به هوش آمد اما زبان مادری خودش را یادش رفت ولی زبان آلمانی را مانند زبان مادری خود صحبت کرد.
     
    خانواده رالیک می گوید که وی قبلا به طور کوتاه مدت کلاس آلمانی رفته و فقط می توانسته چند جمله صحبت کند.
    رئیس بیمارستان کیبی اسپلیت دژومیر ماراسوویچ در این مورد می گوید: هنوز دلیل این واقعه بی نظیر مشخص نیست و برای این منظور از متخصصین آلمانی دعوت کرده اند.
    وی حادثه پیش آمده را یک معجزه توصیف کرد

  • نظرات() 
  • دوشنبه 23 فروردین 1389

    یادداشت یک هوادار درباره یک موزیسین

     ترنج موسیقی فارسی

    «محسن نامجو» متولد سال 1355 در تربت جام است. از سال 67 با یادگیری سولفژ و نت خوانی، همچنین آموزش ردیف آوازی نزد «نصرالله ناصح پور» (که از جمله شاگردانش می توان به صدیق تعریف یا هنگامه اخوان اشاره کرد) پی گیری جدی هنر موسیقی را آغاز کرد. نامجو سال 73 وارد دانشکده تئاتر شد و سال بعد هم به دانشگاه هنرهای زیبا پا گذاشت تا موسیقی بخواند. او تاکنون برای حدود 8 نمایش موزیک ساخته که از جمله آن ها می توان «تکیه ملت» (به کارگردانی حسین کیانی) را نام برد که سال گذشته به روی صحنه رفت. همچنین «من باید برم، خیلی دیرم شده» (نوشته محمد چرم شیر و کارگردانی محمد عاقبتی).

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :14
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  

    آخرین پست ها


    نویسندگان


    نظرسنجی

    • خواننده محبوب شما ؟؟؟؟؟







    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها