محمدحسین معزی

چند شب پیش شبکه چهارم سینما برنامه ای تدارک دید تا به شکلی مناظره ای بین آقایان سلیمی نمین و اسفندیار رحیم مشایی باشد که ظاهرا جناب مشایی ترجیح دادند در این مناظره حضور نیابند و به تنهایی میهمان برنامه باشدند و متاسفانه رسانه های مختلف نیز به جای آن که آراء و نظرات ایشان را به نقد و نظر بنشینند مثل همیشه به حاشیه پناه بردند و سعی در رمزگشایی از پشت پرده عدم رویارویی رحیم مشایی با سلیمی نمین برآمدند . در حالیکه آنچه به نظر نگارنده اهمیت داشت ، فحوای کلام آقای مشایی بود که از نظرها دور ماند .

لذا سعی دارم خیلی کوتاه به نقد، گفتار ایشان را پیرامون عدالت و منش انبیاء بپردازم .


آقای مشایی در این برنامه، به سراغ تئوریزه کردن نظر قبلی خودش پیرامون عدم اجرای عدالت از سوی انبیاء ‌بود و می گفت بواسطه این آیه قرآن که می فرماید لقد ارسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط (سوره حدید آیه 25) و مردم مجری عدالت هستند و انبیاء‌ تلاشی در راه ایجاد عدالت در جوامع خویش نکردند . بعد هم کلیاتی که فهم آن بسیار سخت بود را بیان کرد به گونه ای که ظاهرا بحث ایشان به نتیجه هم نرسید . لازم دیدم اشاره ای به این معنی داشته باشم که شناخت آن زمان صحیح است که از مشرب و منشا اصلی آن گرفته شود ، چه بسا برداشتهای ذوقی و بدون مطالعه منابع اصلی سر به ناکجا آباد برد . در بهترین وجه این داستان را حمل بر عدم مطالعه و ضرورت سخن سرایی ، دولتمردان می کنم . آنچه مشخص است به صراحت در قرآن کریم به این امر اشاره شده است که هدف از ارسال رسل رهایی بشر از نوع اطاعت شیطان است و راهنمایی مردم به سوی درست زیستن در پرتو بندگی حضرت باریتعالی ، ‌(و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت ) (نحل 36) زندگی در فرهنگ طاغوت یعنی زندگی در محیط بی عدالتی . زر و زور و تزویر و این منافات با فرهنگ بندگی و یگانه پرستی است . انبیاء‌الهی سردمداران و کلید واژه های زندگی رستگارانه هستند و پیام آور این معنی که شیطان دشمن شماست و از او دوری کنید . بحث عدالت و اجرای حکم الهی در راستای وظایف عالی انبیاء‌ است . عادت دادن انسانها به اجرای فرامین الهی و پیاده نمودن دستورات و شریعت حضرت حق . عدالت آن چیزی است که پروردگار باریتعالی در کنار حق هرکدام از مخلوقات ، بیان کرده است و او خود را ظالم در حق بندگان نمی داند که ( و مالیس بظلام للعبید) انبیاء الهی در مسیر خلافت و جانشینی پروردگار وظیفه اجرای احکام الهی را دارا هستند .

خلافت ، خلافت خدایی است که به ملائک فرمود ( و اذقال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه ) (بقره 30) و بفرموده مرحوم طباطبایی (یکی از شئون خلافت این است که صفات و اعمال مستخلف را نشان دهد و آئینه صفات او باشد . کار او را بکند پس در نتیجه خلیفه خدا در زمین یابد متخلق به اخلاق خدا باشد و آنچه خدا اراده می کند ،‌ او را اراده کند و آنچه حکم می کند او همان را حکم کند و چون خدا همواره به حق حکم می کند (والله یقضی بالحق) او نیز جز به حق حکم نکند و جز راه خدا راهی نرود و از آن راه تجاوز و تعدی نکند) (‌المیزان ، ج17، ص296) لذا حضرت حق به داود نبی (ع) می فرماید ( یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض ما حکم بین الناس بالحق و لاتتبع الهوی ....) (ص26)

شان نبوت ،‌ شان خلافت و اجرای احکام الهی است آیا در این جا می توان ادعا نمود که انبیاء‌الهی عدالت را اجرا نکرده اند . لذا پیامبر نورانی اسلام از سوی خدا مکلف به حکم حق درمیان امت است . چه مسلمان و چه غیرمسلمان که می فرماید (‌ما حکم بینهم بما انزل الیه ولا تتبع احواء هم) (مائده 48)

لذا پیامبر اسلام موظف به اجرای قوانین الهی در جامعه است و در شان حاکمیت جامعه و خلافت خداوند بزرگ آیا می توانسته است بجز عدالت و حق ؛ حکم نماید . لذا این دقت لازم است که به نص صریح قرآن انبیاء‌موظف به اجرای فرامین الهی و انجام حکم عادلانه حق در میان مردم هستند .

اما آیه مورد بحث در ابتدای کلام که می فرماید ( لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط (حدید 25) (ما رسولان خود را همراه با معجزات روشن گسیل داشتیم و با ایشان کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم را به عدالت خوی دهند.

در این آیه فرض تشریع دین از راه فرستادن رسل و نازل کردن کتاب که وحی آسمانی ومیزان به همراه ایشان است که غرض از این کار این است که مردم به قسط و عدالت عادت کرده و خوی بگیرند . بحث بر این است که بواسطه تبلیغ شریعت از ناحیه انبیاء گرامی مردم که مخاطبان وحی الهی هستند آشنا به عدالت شوند و تعلیم عدالت ورزی از ایشان بگیرند نه اینکه توان اجرای عدالت را نداشتند و مردم مجری عدالت بودند . این ها برداشت های ابتدایی و بدون مطالعه و آموزش است صرفا با مطالعه گذرا و پراکنده و برداشتهای ذوقی نمی توان داعیه دین شناسی و اسلام شناسی داشت . منابع و مجاری معارف دین مشخص هستند و ما ملزم به سوال و رجوع به آن هستیم که ( فاسئلوا اهل الذکر) لذا خود و همگان را توصیه به تحقیق و مطالعه و آموزش می نمایم و درخواست عاجزانه دارم که حضرات مسئولین دست از سرمعارف دینی بر دارند و آن را به اهل آن واگذار نمایند .(وللله عاقبه الامور)

منبع : خبر آنلاین